شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
211
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
ذكر پادشاهى كيخسرو بن سياوش و شرح حال او « 1 » پس از وى به كيخسرو تاجبخش * رسيد افسر و گنج و او رنگ و رخش جهاندار گشت و شهنشاه شد * ملك حشمت و آسمان جاه شد به بام نهم قلعهء مينوى * شد آوازه عدل كيخسروى نژاد از دو شه يافت فرخنده پى « 2 » * ز افراسياب و ز كاووس كى كيخسرو پسر سياوش ، دخترزادهء افراسياب است . همتى داشت كه با چرخ اثير و فلك التدوير برابرى كردى و نفاذ امرى كه به اصابت تدبير شاه ، راه تقدير ببستى و اگر دعوى كرده شود كه چرخ مقوس گردون و سقف مقرنس سپهر « 3 » نيلگون ، بر مثل چنان پادشاهى سايه « 4 » نيفكنده است و در سكنه ربع مسكون و فضاى عرصهء « 5 » هامون ، همتاى او خسروى ننشسته ، به دلايل متين مثبت شود و به حجتهاى مبرهن مسجّل گردد . حدث يوقّره الحجى فكأنّه * اخذ الوقار من المشيب الكامل * 1 و او در تركستان نشأت يافته و ميان تركان پرورده شد ، چون از پايهء طفوليت به درجه رجوليت ترقى كرد « 6 » ، در جبين مبين او آثار آنكه وارث ملك شود و سبب بقاى « 7 » خاندان گردد ؛ مشاهده افتاد و مردانه و مؤدّب و مبارز ، زبانآور و سخندان خاست . گيو
--> ( 1 ) - ج : ذكر سلطنت كيخسرو و سياوش و شرححال هردو . ( 2 ) - ب : اين نيك پى . ( 3 ) - ج : - سپهر . ( 4 ) - ج : چتر . ( 5 ) - ج : عالم . ( 6 ) - ب : رسيد . ( 7 ) - ج : - بقاى .